تکنیک فکر کردن در شطرنج

 

سی سال قبل، ترجمه انگلیسی کتابی که حالا یکی از کتب کلاسیک شطرنج محسوب میشود را خواندم، در فصلی از این کتاب بحث مفصلی در باره جزئیات و روش تقویت قدرت آنالیز وجود داشت، نام این کتاب،"همانند یک استاد بزرگ فکر کنید" نوشته الکساندر کوتوف بود و می کوشید نحوه پیشرفت بازیکنان جدی را در محاسبه دقیق و سریع نشان بدهد. در مقدمه این کتاب استاد بزرگ کوتوف مشخصات ذیل را برای یک بازیکن واقعی شطرنج ضروری خوانده بود:   

 

1- او باید به تئوری جدید حرکات شروع  بازی تسلط داشته باشد.

2- او باید اصول وضعیت های تیپیک وسط بازی را که از بازیهای خود و یا دیگران آموخته است را درک کرده و در حافظه نیز مثالهایی عملی را نگاه دارد. برای یک بازیکن بمراتب یافتن راه حل صحیح از وضعیتی که از آن سوابق ذهنی داشته است راحتتر است تا وضعیتی که قرار باشد خود بطور مستقل در آن به تفکر بپردازد.

3- یک استاد بزرگ باید بتواند یک وضعیت را بدقت و صحت ارزیابی نماید.

4- توانایی طرح ریزی صحیح دارای اهمیتی کمتری نسبت به موارد بالا نیست طرحی که با مقتضیات و شرایط واقع در وضعیت بیشترین انطباق را داشته

باشد.

5- یک استاد بزرگ باید بتواند بدقت و سرعت شاخه هایی را که در ادامه بازی امکان وقوع دارند را محاسبه نماید.

بعداً در این کتاب کوتوف به بحث در مورد شیوه محاسبه اش پرداخت، حرکات کاندایدا باید لیست شده و هر کدام باید تا آخر محاسبه شوند، بدون بازگشت به عقب و یا پرش از روی بعضی از حرکات. برای مثال اگر شما در نوبت حرکتتان سه حرکت را مناسب بازی میدانید باید حرکت اول و شاخه های حاصل از آن را بطور کامل محاسبه کنید و وقتی این کار بطور کامل پایان یافت بسراغ حرکت دوم بروید و وقتی هر سه حرکت را به این ترتیب محاسبه کردید آنگاه زمان انتخاب بهترین حرکت از بین این سه حرکت است و سلیقه و یا سبک بازیکن تنها در این لحظه اهمیت می یابد.

کوتوف در اینجا اذعان میکند که هر چند بازیکنان زیادی توانایی ذاتی رسیدن به سطح مناسب برای انجام این هدف را دارند ولی باید تمرینات بسیار سختی را برا ی رسیدن به این سطح انجام دهند.

متأسفانه حق با اوست! بازیکن زیادی هستند که باید امیدوارانه ساعتهای زیادی را صرف رسیدن به چنین قدرت محاسبه ای نمایند.

من مخالفتی با دیدگاه کوتوف ندارم. هر چند بعد از آنکه این کتاب را خواندم و به آنچه او گفته بود فکر کردم کم کم نگران شدم که چگونه بازیکنی در سطح پایین می تواند حرکات صحیح را کاندیدای محاسبه کند؟  کوتوف روش محاسبه حرکات صحیح کاندیدا را آموزش میدهد، اما بخودش زحمت آموختن روش یافتن این حرکات کاندیدا را نداده است ! و یا حداقل در این مورد توضیحات او مفید نیستند،:" چگونه یک بازیکن در وضعیت ارائه شده حرکات کاندیدا برای بازی را پیدا میکند؟ در اینجا جواب ساده ای وجود ندارد؛ هر بازیکنی راه ویژه خود را در این ارتباط دنبال میکند".

توضیحات بعدی در مورد اینکه چند حرکت کاندیدا را یک استاد بزرگ انتخاب میکند نیز کمکی به ما نکرد زیرا جواب منطقی از ابتدا روشن است " هیچ استاندارد خاصی در این ارتباط وجود ندارد".

بالاخره کوتوف نصایحش برای اکثر بازیکنان پایان یافت زیرا هیچگاه یک بازیکن معمولی نخواهد توانست همانند یک استاد بزرگ محاسبه کند، انتظار از بازیکنی که نمی تواند طرح صحیح را بیابد و نمی تواند یک سری حرکات منطقی را کاندید کند قالباً بدون معنی و غیر عملی است . اگر منظور بازیکنان بسیار قوی باشد من با وی موافق هستم ولی  برای خوانندگان ما یعنی بازیکنان با تجربه در کلاس A   با درجه در حدود 1800-1999 و یا در کلاس B  با درجه در حدود 1600-1799 و یا در کلاس C  با درجه در حدود 1440 -1599 و یا در کلاس D  با درجه در حدود 1200 - 1399 ، چگونه اینگونه بازیکنان میتوانند

حرکات صحیح را کاندیدا کنند.

قبل از آنکه من به راه حل خودم برای این مسئله بپردازم، اجازه دهید نگاهی بیاندازم به ایده های دیگر کسانی که سعی کرده اند مسئله شیوه تفکر در شطرنج را حل نمایند. استاد بزرگ جان نان، یکی از قابل اعتماد ترین نویسندگان شطرنج در ابتدای لیست من قرار دارد، نکات آموزنده زیر از کتاب عالی وی بنام " اسرار عملی شطرنج " بر گرفته شده است:

در جریان بازی شطرنج معمولاً لحظه ای که اطلاعات و محفوظات شما تمام میشود، مجبورید به توانایی های خودتان تکیه کنید، این اتفاق معمولاً  بهنگام رسیدن به مرحله وسط بازی روی میدهد ما برای راهنمایی طرحی را فورموله میکنیم.

نان پس از پاره ای توضیحات ادامه میدهد:

در بعضی از وضعیتها، برای مثال با مرکز بسته، شاید مناسب باشد که طرح طولانی مدتی را که شاید ده تا دوازده حرکت بطول می انجامد را به اجرا در آورید ولی شاید در مراکز باز طرحهای شما حداکثر در ظرف 5 حرکت به انتها برسند .

نان به شطرنج آموزان سه گام زیر را پیشنهاد میکند:

1- مطمئن شوید که طرح شما مفید است . حرکاتی که عملاً چیزی به وضعیت شما نمی افزایند بی فایده هستند، اشتباهات معمول عبارتند از:

حمله در بخش نامناسبی از صفحه؛ تلاش برای تعویضی نا مناسب؛ و اقدام به ضعیف کردن پیاده های خودی با پیش راندن آنها.

2- مطمئن شوید که طرح شما تا به آخر قابل پیاده کردن است.  هیچ ارزشی ندارد که شما یک طرح پنج حرکته را آغاز کنید، اگر حریف شما بتواند پس از چهار حرکت اول شما حرکت پنجم را بنحوی انتخاب کند که طرح شما را بهم بریزد.

3- مطمئن شوید که طرح شما از نظر تاکتیکی ایرادی ندارد. ایده های ارزنده شما، اگر در یک  حرکت مات شوید بی ارزش میشوند.

نان بعداً اضافه میکند که شما باید همواره آماده تغییر دادن طرحتان باشید و یا حداقل آماده منطبق ساختن آن با شرایط موجود باشید:

4- اگر حریفتان طرح A  را به قیمت ایجاد یک نقطه ضعف در جایی دیگر از صفحه متوقف ساخت، نابخردانه است اگر بر قصد اولیه خود پافشاری نمایید و وضعیت جدید را نادیده بگیرید. اکثر بازیها به این شکل هستند : بازیکنان طرحهای کوچکی را به اجرا در می آورند و میکوشند طرحهای خود را به پیش ببرند و

طرحهای حریف را متوقف سازند.

دکتر خوب پند خوب می دهد، ولی من هنوز جواب سؤال اولم را در مورد روش یافتن طرحهای پنهان و حرکات کاندید مربوط به آن را نگرفته ام. به بیان دیگر  او فرض کرده است که خوانندگان کتابش از سطح بسیار بالایی در شطرنج بر خوردارند و اکثر چیزهایی که او گفته است بالای کلاس بازیکنان درجه B و یا C است.

ناتوانی در دست یابی به فکر روشن استادان بزرگ در کلاس بالای جهان ( آنها شریک رنج کوری ما در تونل های تاریک زیر زمین نیستند)،من را متقاعد ساخت که باید پاسخ سؤالم را در نوشته های استادان سطح پایین تر بیابم. جاناتان تیسدال متولد آمریکا که در حال حاضر در نوروژ زندگی میکند کتابی فوق العاده نوشته است به نام  " شطرنج خود را فوراً بهتر سازید " اجازه دهید  به آنچه او در این کتاب در مورد بحث ما گفته است نگاهی بیاندازیم.

5- با خودتان حرف بزنید -  البته بلند حرف زدن ممنوع است و لی شرح دادن وضعیت برای خود در قالب جملات و تعریف و بحث و جدل و در باره  آنچه در بازی وجود دارد به صورت روشن به یافتن حرکات و طرحهای صحیح کمک میکند.

6- بکوشید حرکت بعدیتان را با محاسبه یک شاخه اصلی  بسنجید. این شاخه ممکن است  اولین و یا یکی از جذابترین حرکات باشد و یا حرکتی باشد که با مقتضیات استراتژیک وضعیت بسیار هماهنگ است. یعنی قبل از آنکه بدنبال تکمیل کردن لیست حرکات کاندیدا باشید، منطقی ترین ادامه بازی را در قالب تنها یک شاخه محاسبه کنید.

7- شاخه های کامل محاسبه شده را را تبدیل کنید به :تم ها و عوامل وضعیت و از آنها برای تبیین وضعیت و درک ارتباط حرکات استفاده کنید. از اطلاعاتی که جمع آوری کرده اید در محاسباتتان استفاده کنید و بکوشید که آنها را به شکل عناصری مجزا و نامگذاری شده در آورید بنحوی که جهت جستجوهای بعدی مفید باشد سپس یک بار کل آنچه را که یافتید برای خودتان شرح دهید.

8- اگر حرکت اولی که محاسبه کردید مناسب نبود، به آرامی به عقب نشسته و لیستی از تمام حرکات کاندید ممکن را با چشمانی باز تهیه کنید.

9- زمان برای تهیه لیست حرکات کاندید باید منطقی باشد: وقتی روند محاسبه شاخه های پیچیده را متوقف می سازید و یا در زمانی که بازیکن در محاسبه اولیه اش به نتایج دلخواه دست نمی یابد. در وضعیتهای حاد تاکتیکی بسیار مهم است که زمان تصمیم گیری را مشخص سازیم.

10- باید به خودتان اطمینان کنید. ممکن است اشتباه کنید ولی شما تنها می توانید به خودتان اطمینان کنید. اگر شما اغلب اشتباه میکنید، این فقط معنایش که شما باید توانایی های خود را افزایش دهید، اما به هر حال هر گاه بازی میکنید باید به تواناییهای محاسبه خود اطمینان کنید.

11- در بازیهای استراتژیک روند جستجو به آنچه گفتیم شبیه است ولی محاسبه شاخه های عملی اهمیت کمتری نسبت به تفکر و بحث درونی شما در مورد عوامل وضعیت خواهد داشت.

تمام اینها بسیار جالب است، ولی تمام اینها از سطح یک بازیکن متوسط بالاتر است. بنظر میرسد که ما باید بازهم به بدنبال نویسنده ای بگردیم که همچنان بیاد دارد که بازیکن عادی را آنچه استادان کامل درک میکنند تنها گیج میکند.

سخنران بعدی ما در مورد سؤال ما در مورد طراحی و حرکات کاندیدا تعمق کرده است هر چند او این مطالب را در دهه 30 بیان کرده است زمانی که اصلاً من بدنیا هم نیامده بودم ! او سیسیل پوردی است( برنده مسابقات قهرمانی شطرنج مکاتبه ای جهان در سال 1953) که یک بازیکن استرالیایی و معلمی بود که پر جزئیات ترین شیوه حرکت و طرح یابی در شطرنج را بیان کرد. و واقعاً برای آماتورها مطلب مینوشت، بازیکنان این قسمت از دنیا کار او فراموش یا نادیده گرفته اند تا زمانی که در مجموعه کاملترین آثار شطرنج: زندگی، بازیها و نوشته های پوردی جای گرفتند.

حتی منهم متوجه برجستگی کار پوردی نبودم تا آنکه تعدادی از دانش آموزان من از من خواستند که نگاهی به اثر فوق الذکر نگاهی بیاندازم. بعد از آنکه چند ساعتی را با آن گذراندم، من بالاجبار موافقت کردم که پوردی از مؤلفان نادری بوده است که مشکلات آماتورهای معمولی را می فهمیده است. مشکلات آنها را ذکر کرده، پوردی سپس درمانی ساده را به زبانی قابل فهم بیان کرده است.